محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
443
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و يا دواى مناسب موافقى و يا ترياقى ، طبيعت نهوض نموده و تقويت يافته [ و ] آن را به سرعت تمام به واسطهء عروق و شرائين و اعصاب به جهت آن اتّصال به جميع اجزاء بدن مىرساند و همهء بدن تقويت مىيابند . و همچنين به ورود غذا و دواى منافر مضادّى و سمّى . امّا تأثير غذا و دواى صالح موافق و احداث آن تقويت را دفعتا به مجرّد ورود در معده دو وجه است : يكى آن كه اجزاء لطيفهء آن به واسطه رطوبات بدنيه و حرارت قوا و ارواح و اتصال و اتحاد ايشان با هم و اجتماعشان در قبضه تصرف طبيعت و نفس بودن دفعتا به تمام بدن مىرسد و باعث تقويت قوا و ارواح مىشود ؛ حتى به وصول خبر مسرتآميزى و امر مرغوبى و ورود طعامى و دواى جيدى نيز . و دوم آن كه طبيعت مدبّرهء حاميهء بدنيه ، آن چه از غذاى قوا آماده و ذخيره نگاه داشته كه به سبب فقدان و عدم وصول از خارج اندك اندك آن را صرف غذا و مدافعهء مرض نمايد ، در حين ورود يا خبر ورود تقويت يافته و مطمئن گشته ، آن چه را ذخيره دارد كه كمكم صرف نمايد زياده به صرف مىآرد و موجب تقويت مىگردد و اللّه اعلم بحقيقة الحال . و در ترياق الافاعى و تركيب ترياقى كه در آنها لحوم افاعى باشد ، شايد با امور مذكوره امرى ديگر نيز باشد كه آن جذب لحم افاعى است سميت را به سوى خود به جهت مناسبت زيرا كه لحم بدن هر حيوانى مناسب با ارواح و قواى آن است و طالب و جاذب آن و لهذا تأكيد بليغ نمودهاند كه : در هنگام گرفتن افاعى و قطع رأس و ذنب آنها ، بايد كه : مطلقا اذيت به آنها نرسد و زخمى و لاغر نگردد ، و در هنگام كمال قوت او را به غضب در آورند تا تمام زهر آن به سر و دم آن آيد ، و به سرعت تمام و به يك ضربت آن هر دو را با هم جمع نموده قطع نمايند كه دفعتاً منفصل گردند و سميت مطلقا در بدن آن سرايت ننمايد ؛ زيرا كه اگر سميت در آن بماند هر چند اندك باشد بدان سبب ضرر رساند و نيز جذب سميت را كما ينبغى ننمايد . و علت جذب سميت ، مناسبت لحم آن است باسم ؛ مانند جذب اجرام عصارات ، رطوبات